تبلیغات
sher - چگونه فراموشت كنم


به نام آنكه جان پروانه اوست

 


چگونه فراموشت كنم
پنجشنبه 8 شهریور 1386

چگونه فراموشت كنم تو را كه سالها خیالم را در سایه ات می دیدم وطپش قلبت را حس می كردم وبه جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می كردم كه خدایا پس كی او را خواهم یافت؟

چگونه فراموشت كنم تو را كه همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش كردم برایم همه عشقها بیگانه شده اند و همه خاطرات مرده اند؟

دستم را به تو می دهم. قلبم را به تو می دهم. فكر م را به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم ونگاهم از آن توست شانه هایم را نپرس دیگر با من غریبه اندو تمامی لحظه ها تو را می خواهند و برای عطر نفسهایت دلتنگی می كنند

چگونه فراموشت كنم تو را كه قلم سبزم را به  تو  هدیه كردم كه حتی نوشته هایت همرنگ نوشته هایم باشد؟

پیش تر ها سبز را نمی شناختم بهتر بگویم با سبز رفاقتی نداشتم سبز را با تو  شناختم و دلم می خواهد با یاد تو همیشه سبز بنویسم .

دستت را به من بده ، فكرت را به من بده ، سرت را روی شانه هایم بگذار و بگذار عطر نفسهایت را میان هم تقسیم كنیم.....





نوشته شده توسط pooneh در پنجشنبه 8 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ

پیمان و پونه