تبلیغات
sher - منتظرم....


به نام آنكه جان پروانه اوست

 


منتظرم....
چهارشنبه 4 مهر 1386

میان من و تو كه صمیمانه دوستت دارم فقط چند شاخه بنفشه
 فاصله است وچند ترانه غریب............

هر وقت دستم را به سوی پنجره دراز می كنم می توانم تو را

روی اولین نسیمی كه دامن كشان می گذرد لمس كنم.

با  تو هیچ جزیره ای بوی تنهایی نمی دهد......

دلم می خواهد در یك بعد از ظهر بارانی بیایی و آسمانهای تازه را به من نشان بدهی و ستاره هایی را كه برای تو درقلبم كنار
گذاشته ام بشماری..

می دانم كه مثل یك اتفاق سرزده می آیی وابرهای زمینی را كنار

 می زنی ولبخند معصومت را از من دریغ نمی كنی .

من منتظرم..
بی صبرانه منتظرم كه یك
روز قبل از اینكه پلكهای
م برای همیشه فرو بیفتد بیایی و آسمانهای خفته درونم را بیدار

 كنی،هیچ جیز زیباتر از نگاه تو نیست........


حرفهایی است برای گفتن و حرفهایی است برای نگفتن و ارزش هر كس به اندازه حرفهایی است كه برای نگفتن دارد....




نوشته شده توسط pooneh در چهارشنبه 4 مهر 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ

پیمان و پونه